فتو گالری شایان

برای دیدن نمونه کارهای بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید!
برای سفارش دادن کلیک کنید!
یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون مینویسم و اون خوابه

برای دیدن نمونه کارهای بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید!
برای سفارش دادن کلیک کنید!

خداییش اینطوی بود حال و روزم
خداییش حقمه اگه بسوزم ؟
من و از دست حرفات خسته کردی
خداییش بد من و وابسته کردی
آخه تو مشکل رو می دونستی
خداییش تو می خواستی می تونستی
جواب مهربونیم و ندادی
نگو نه قدرمو نمی دونستی
من و از دست حرفات خسته کردی
خداییش بد من و وابسته کردی
جوانیم و ازم راحت ربودی
خداییش اون که می گفتی نبودی
انصافا تو رفاقت کم گذاشتی
من عاشق رو اصلا دوست نداشتی
دل تنهام که رسما بود با تو
خداییش مشکل از من بود یا تو
حالا که رفتی و از من جدایی
سوالم اینه حقم بود خدایی ؟
خداییش حقمه تو اوج دردم
پیشم باشی و دنبالت بگردم
بهم عاشق شدن رو یاد دادی
چقدر زود من رو دست باد دادی
خداییش ساده بودم می دونستم
زیادی تو رو سر تر می دونستم
من و از دست حرفات خسته کردی
خداییش بد من و وابسته کردی
جوانیم و ازم راحت ربودی
خداییش اون که می گفتی نبودی
انصافا تو رفاقت کم گذاشتی
من عاشق رو اصلا دوست نداشتی
دل تنهام که رسما بود با تو
خداییش مشکل از من بود یا تو
خودت میدونی میدونم دلیل رفتنت چی بود
اما می تونستی نری چرا می گی قسمت نبود
اگه قسمت نبود چرا توموندی خدا چرا مارو بهم رسوندی
اگه می دونستی یه روزی میری چراروزا رو تا اینجا کشوندی
چرا روزا رو تا اینجا کشوندی
چی بودم چی شدم بخاطر تو ولی پشت دلم رو خالی کردی
حالا اسمت می آد گریم میگره نمیدونی که با دلم چه کردی
اگه در حق تو خوبی نکردم بدون که خالی بود دستای سردم
ولی من در عوض هر چی که بودم با احساسات تو بازی نکردم
با احساسات تو بازی نکردم
اگر چه می دونم دوستم نداری به هر در می زنم تنهام نذاری
اگر پای کسی هم در میونه بزاراسمت اقلان روم بمونه
بزاراسمت اقلان روم بمونه
دم آخر بزاردست توی دستام بزاربهت بگم دردم چی بوده
فقط لطفی کنه حرفامو بشنو شاید دیگه نگی قسمت نبوده
اگه تصمیم رفتن رو گرفتی ببخش اگه پشیمونت نکردم
آره من واسه تو کم بودم اما با احساسات تو بازی نکردم
با احساسات تو بازی نکردم
قسمت نشد تا در کنار هم بمانیم ، قسمت نشد تا در هوای هم بمیریم
تا سرنوشت ما جدایی رو رقم زد ، ای یار عاشق از جدایی ناگزیریم
فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را ، در خلوت معصوم چشمانت بخوانم
صد سوز تنها با دلم سازم که یک شب ، با گریه در چشمان گریانت بخوانم
آئینه ام چین خورده از رنگ جدایی ، از تو سرودم نغمه ای فصل آشنایی
تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی ، بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرد
بعد از توی ای عاشقترین هر کوچه خواهاً ، همچون صدف از نام تو گوهر بگیرن
تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی ، بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرد
کی رو داری زجرش میدی؟؟
میاد یه روزی که دلت تنگ میشه باز برای من
تو روز خوش نمیبینی در میاری اشکهای من
هر روز ازت دل میکنم دوباره عاشقت میشم
نفرین نمیکنم ولی نمیدونی چی میکشم
نه میتونم باهات باشم نه میتونم ولت کنم
دلم میگه اون روز میاد که تو رو مهربون کنم
کی رو داری زجرش میدی یکی که عاشق تو بود
یکی که همخونه تو دستهاش تو دستهای تو بود
یکی که از دنیا فقط یه دلخوشی مونده براش
دلتنگ اون میشه بازم دلی که تنگ بوده براش؟؟؟
اما همش خیاله که دوباره مهربون بشی
خلاصه که ترسم اینه طعمه این و اون بشی
دیگه از پشیمونی نگو که دیره دیگه عشقت تو دلم پا نمیگیره
این دل عاشقمو شکسته بودی دل ندارم که بازم برات بمیره
نمیخوام گریه کنی طاقت ندارم نمیتونم قلبمو به پات بزارم
چه شبایی تو رو آرزوم میکردم تو نبودی من یه عمره بی قرارم
سرنوشت با من و تو بود و ندید آره عاشقت بودم تو دل بریدی
خیلی دیره دیگه دلخوشی ندارم دوباره آخر قصه مون رسیدی
|
تو چه آرام مي گذري ازکنارتنهاييم
نيم نگاهي ولبخندي
به نشانه دوستي
يا رسم وعادت ديرين
براي تسکين قلب من است يا افکار خودت
نمي دانم!!!!
هر چه هست
قلب مرا به آتش مي کشاند
چشمانم را مي سوزاند
لبانم را قفل مي کند
همين . . .
آنی که تو از دلم بخواهی بشوم
دریا بغلم کن! بغلم کن دریا!
می خواهم از این به بعد ماهی بشوم
تو میگی بارون رو دوست داری اما وقتی بارون میاد چترت رو باز میکنی
تو میگی باد رو دوست داری اما وقتی باد میاد پنجره ها رو میبندی
تو میگی آفتاب رو دوست داری اما وقتی می تابه پرده ها رو می اندازی
حالا فهمیدی که چرا میترسم وقتی میگی
« دوستت دارم » ؟!!

زيبايي ام را پاياني نيست
وقتي كه در چشمان تو به خواب مي روم
و هراس كودكانه ام را از پای در می آورم
در عطري كه از تو بر سينه دارم
چه بي پروا دوستت دارم
و چه بي نشان تو را گم مي كنم
وقتي كه دروغ مي گويم
دختری که در چشمهای من،تو را جستجو می کند
دروغ است
این جا فقط پسری است که هر روز از تو می پرسد!
اما چشمای خندونت اومد جلوی چشمم . کاش تو هم این احساسو نسبت به من داشتی . کاش تنها نبود هیچ عاشقی . ارزوهام رو به دست قاصدک دادم تا بهت برسونه . شاید ارزوهام قلب تو رو به من نزدیک کنه . شاید بازم بتونم ببینمت . کاش زمان برای ما متوقف میشد . تو همون لحظه ای که دیدمت . کاش تا ابد کنارت بودم و می دیدمت . کاش فقط تو رویای شبانه ام نبودی و کاش با چشمای خیس به عکست نگاه نمی کردم و بارونی تر بشم . کاش حداقل میشنیدی احساسمو . درکم می کردی . کاش حسمو لمس می کردی . و هزار تا کاش دیگه . خدایا کاش می تونستم سر رو شونه هاش بزارم و گریه کنم . فقط کاش ![]()
![]()
![]()
![]()